بهترین شعرهایی که می خونم...

ملک الشعرای بهار

نوشته شده توسط :علیرضا
دوشنبه 27 دی 1389-02:51 ق.ظ


به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی
به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی
ببر از وفا کنار جلفا به گل چهرگان سلام ما را
شهر پر شکوه قصر چلستون کن گذر به چارباغش
گر شد از کفت یار بی وفا کن کنار پل سراغش
بنشین در کریاس یاد شاه عباس بستان از دلبر می
بستان پی در پی می از دست وی تا کی تا بتوانی
ساعتی در جهان خرم بودن بی غم بودن بی غم بودن
با بتی دلستان همدم بودن محرم بودن با هم بودن
ای بت اصفهان زان شراب جلفا ساغری در ده ما را
ما غریبیم ای مه بر غریبان رحمی کن خدا را

از: ملک الشعرای بهار

پ.ن:
دردوره تبعید ملك الشعرای بهار به اصفهان بهار تصمیم میگیرد شعری در وصف اصفهان بسراید. این تصمیم، مقارن باسفر علی اكبر خان شهنازی به اصفهان میشود. بهار از شهنازی سوال میكند كه آیا آهنگی دارد تا برآن شعری بسراید؟ وشهنازی در جواب میگوید كه رنگی به تازگی در بیات اصفهان ساخته است كه میشود آن را سنگین تر اجرا نمود. ملك الشعرای بهار هم میپذیرد و شعری بر آن میگذارد كه بند اولش چنین است: "به اصفهان رو كه تا بنگری بهشت ثانی" بعد از ساختن این تصنیف، آن را برای اجرا در اختیار تاج اصفهانی میگذارند و این شاهكار پدید می آید.

   "به اصفهان رو" با صدای زنده یاد استاد "تاج اصفهانی" 





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic