بهترین شعرهایی که می خونم...

عطار نیشابوری

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 11 اسفند 1391-05:32 ب.ظ


نگاری مست و لایعقل چو ماهی
درآمد از در مسجد، پگاهی

سیه‌زلف و سیه‌چشم و سیه‌دل
سیه‌گر بود و پوشیده سیاهی



ز هر مویی که اندر زلف او بود
فرو می‌ریخت کفری و گناهی

درآمد پیش پیر ما به زانو
بدو گفت ای اسیر آب و جاهی

فسردی همچو یخ از زهد کردن
بسوز آخر چو آتش گاه‌گاهی

چو پیر ما بدید او را برآورد
ز جان آتشین چون آتش، آهی

ز راه افتاد و روی آورد در کفر
نه رویی ماند در دین و نه راهی

به تاریکی زلف او فرو رفت
به دست آورد از آب خضر، چاهی

دگر هرگز نشان او ندیدم
که شد در بی‌نشانی پادشاهی

اگر عطار هم با او برفتی
نیرزیدیش عالم، برگ کاهی


عطار نیشابوری




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic