تبلیغات
شـــب شـــعـر - مطالب رهی معیری
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

رهی معیری

نوشته شده توسط :علیرضا
یکشنبه 6 شهریور 1390-10:19 ب.ظ




یاری که مرا کرده فراموش تویی تو
با مدعیان گشته هم آغوش تویی تو

صد بار بنالم من و آن یار که یک بار

بر ناله زارم نکند گوش تویی تو

ما زهره و خورشید به یک جا ندیدیم

خورشید رخ و زهره بنا گوش تویی تو

در کوی غمت خوار منم زار منم من

در چشم دلم نیش تویی نوش تویی تو

ما رند خرابیم و تویی میر خرابات

ما اهل خطاییم و خطا پوش تویی تو

مدهوشی و مستی نه گناه دل زار است

چون هوش ربای دل مدهوش تویی تو

خون می خوری و لب به شکایت نگشایی

همدرد من ای غنچه خاموش تویی تو

صیدی که تو را گشته گرفتار منم من

یاری که مرا کرده فراموش تویی تو

آغوش رهی بهر تو خالی چو هلا ل است

باز آی که شایسته آغوش تویی تو


رهی معیری




نظرات() 

رهی معیری

نوشته شده توسط :علیرضا
پنجشنبه 5 اسفند 1389-08:14 ب.ظ


اشکم ولی‌ به پای عزیزان چکیده ام
خوارم ولی‌ به سایه گل آرمیده ام

با یاد رنگ و بوی تو‌ای نوبهار عشق
همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

چون خاک در هوای تو از پا افتاده ام
چون اشک در قفای تو با سر دویده ام

من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش
از دیگران حدیث جوانی شنیده ام

از جام عافیت می نابی نخورده ام
وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام

موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریده ام

ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
آزاده من که از همه عالم بریده ام

گر می‌‌گریزم از نظر مردمان رهی
عیبم مکن که آهوی مردم ندیده ام

رهی معیری




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox