تبلیغات
شـــب شـــعـر - مطالب نیما یوشیج
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

نیما یوشیج

نوشته شده توسط :علیرضا
یکشنبه 1 آبان 1390-07:54 ب.ظ



زردها بیهوده قرمز نشدند


قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار


صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست


گرته روشنی مرده برفی همه کارش آشوب


بر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرار


من دلم سخت گرفته است


از این میهمان خانه مهمان کش روزش تاریک


که به جان هم نشناخته انداخته است


چند تن خواب آلود


چند تن ناهموار


چند تن نا هشیار

..........

نیما یوشیج




نظرات() 

نیما یوشیج

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 28 دی 1389-06:15 ب.ظ




ترا من چشم در راهم.

شباهنگام

که می گیرند در شاخ "تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛

ترا من چشم در راهم.

 

شباهنگام.در آندم که بر جا درّه ها چون مرده ماران

خفتگانند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی

دام

گرَم یاد آوری یا نه،من از یادت نمی کاهم؛

ترا من چشم در راهم.


از: نیما یوشیج




نظرات() 

نیما یوشیج

نوشته شده توسط :علیرضا
شنبه 25 دی 1389-11:17 ب.ظ


زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد .

سبزه ها در بهار می رقصند ؛

من در کنار تو به آرامش می رسم .

و آنجا که هیچ کس به یاد ما نیست ،

تو را عاشقانه می بوسم ،

تا با گرمی نفسهایم ، به لبانت جان دهم ؛

و با گرمی نفسهایت ، جانی دوباره گیرم .

دوستت دارم ،

با همه هستی خود ، ای همه هستی من ؛

و هزاران بار خواهم گفت ، دوستت دارم را ....

از : نیما یوشیج





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox