بهترین شعرهایی که می خونم...

احمد شاملو

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 30 دی 1390-12:26 ق.ظ


 برف نو، برف نو ،سلام ،سلام !

بنشین ،خوش نشسته ای بر بام

 

پاکی آوردی  ای امید سپید !

همه آلودگی است این ایام

 

راه شومی است می زند مطرب

تلخواریست م چکد در جام

 

اشکواریست می کشد لبخند

ننگواریست می تراشد نام

 

شنبه چون جمعه ، پار چون پیرار

نقش همرنگ می زند رسام

 

مرغ شادی به دامگاه آمد

به زمانی که بر گسیخته دام !

 

ره به هموار جای دشت افتاد

ای دریغا که بر نیامد گام !

 

تشنه آنجا به خاک مرگ نشست

کاتش از آب می کند پیغام !

 

کام ما حاصل آن زمان آمد

که طمع بر گرفته ایم از کام ...

 

خامسوزیم ، الغرض ،بدرود!

تو فرود آی ،برف تازه ،سلام !

 

احمد شاملو






نظرات() 

احمد شاملو

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 13 دی 1390-10:11 ب.ظ


مرگ من سفری نیست

هجرتی است

از سرزمینی که دوست نمی داشتم

به خاطر نامردمانش !

خود آیا از چه هنگام این چنین

آئین مردمی از دست بنهاده اید ؟

پر ِ پرواز ندارم

اما

دلی دارم و حسرت ِ درناها

و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماهتاب

پارو می کشند

خوشا رها کردن و رفتن !

خوابی دیگر

به مردابی دیگر !

خوشا ماندابی دیگر

به ساحلی دیگر

به دریایی دیگر !

خوشا پر کشیدن ، خوشا رهایی !

آه ، این پرنده

در این قفس تنگ

نمی خواند ...

 

از : احمد شاملو







نظرات() 

احمد شاملو

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 4 آذر 1390-12:58 ب.ظ


قناری گفت : کره ی ما

کره ی قفس ها با میله های زرین و چینه دان چینی .

 

ماهی ی سرخ سفره ی هفت سین اش به محیطی تعبیر کرد

که هر بهار

              متبلور می شود .

کرکس گفت :  سیاره ی من

سیاره ی بی همتا ئی که در آن

مرگ

        مائده می آفریند .

کوسه گفت "- زمین

سفره ی برکت خیز اقیانوس ها .

 

انسان سخنی نگفت

تنها او بود که جامه به تن داشت

و آستین اش از اشک تر بود !



استاد شاملو






نظرات() 

احمد شاملو

نوشته شده توسط :علیرضا
پنجشنبه 5 آبان 1390-09:13 ب.ظ



در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب، در هر نقب چندین حجره، در هر حجره
چندین مرد در زنجیر ...

از این زنجیریان یک تن، زنش را در تب تاریک بهتانی به ضرب
دشنه ئی کشته است.

از این مردان، یکی، در ظهر تابستان سوزان، نان فرزندان خود
را، بر سر برزن، به خون نان فروش
سخت دندان گرد آغشته است.

از اینان، چند کس، در خلوت یک روز باران ریز، بر راه
رباخواری نشسته اند
کسانی، در سکوت کوچه، از دیوار کوتاهی به روی بام
جسته اند
کسانی، نیم شب در گورهای تازه، دندان طلای مردگان را
می شکسته اند.

من اما هیچ کس را در شبی تاریک و توفانی نکشته ام
من اما راه بر مرد رباخواری نبسته ام
من اما نیمه های شب ز بامی بر سر بامی نجسته ام.

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب و در هر نقب چندین حجره، در هر
حجره چندین مرد در زنجیر

در این زنجیریان هستند مردانی که مردار زنان را دوست
می دارند.
در این زنجیریان هستند مردانی که در رویای شان هر شب زنی
در وحشت مرگ از جگر بر می کشد فریاد.

من اما در زنان چیزی نمی یابم – گر آن همزاد را روزی نیابم
ناگهان، خاموش –
من اما در دل کهسار رویاهای خود، جز انعکاس سرد آهنگ
صبور این علف های بیابانی که می
رویند و می پوسند و می خشکند و
می ریزند، با چیزی ندارم گوش.

مرا گر خود نبود این بند، شاید بامدادی همچو یادی دور و لغزان
می گذشتم از تراز خاک سرد پست ...
جرم این است!
جرم این است!


احمد شاملو




نظرات() 

شاملو

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 22 مهر 1390-12:35 ب.ظ




مسافر تنها

با آتش حقیرت

در سایه سار بید

در انتظار کدام سپیده دمی ؟!

 

احمد شاملو




نظرات() 

احمد شاملو

نوشته شده توسط :علیرضا
دوشنبه 18 مهر 1390-11:20 ب.ظ


چیزی به جا نماند

حتی

که نفرینی

بدرقه ی راهم کند .

.

با اذان بی هنگام پدر

به جهان آمدم

در دستان ماما چه پلیدک

که قضا را

وضو ساخته بود .

.

هوا را مصرف کردم

اقیانوس را مصرف کردم

سیاره را مصرف کردم

خدا را مصرف کردم

و لعنت شدن را ، بر جای ،

چیزی به جای بنماندم .


از : احمد شاملو






نظرات() 

احمد شاملو

نوشته شده توسط :علیرضا
پنجشنبه 3 شهریور 1390-01:23 ق.ظ




ارابه هائی از آن سوی جهان آمده اند

بی غوغای آهن ها

که گوش های زمان ما را انباشته است .
ارابه هائی از آن سوی زمان آمده اند .

***
گرسنگان از جای بر نخواستند
چرا که از بار ارابه ها عطر نان گرم بر نمی خاست

برهنگان از جای بر نخاستند
چرا که از بار ارابه ها خش خش جامه هائی برنمی خاست

زندانیان از جای برنخاستند
چرا که محموله ارابه ها نه دار بود نه آزادی

مردگان از جای برنخاستند
چرا که امید نمی رفت تا فرشتگانی رانندگان ارابه ها باشند .
***
ارابه هائی از آن سوی زمان آمده اند
بی غوغای آهن ها
که گوش های زمان ما را انباشته است .

ارابه هائی از آن سوی زمان آمده اند
بی که امیدی با خود آورده باشند


احمد شاملو




نظرات() 

استاد شاملو

نوشته شده توسط :علیرضا
چهارشنبه 2 شهریور 1390-03:22 ب.ظ




به جست و جوی تو
بر درگاه  کوه میگریم،
در آستانه دریا و علف.

به جستجوی تو
در معبر بادها می گریم
در چار راه فصول،
در چار چوب شکسته پنجره ئی
که آسمان ابر آلوده را
قابی کهنه می گیرد.

. . . . . . . . . . . .

به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟

***
جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهر مرگ است.

و جاودانگی
رازش را
با تو درمیان نهاد.

پس به هیئت گنجی در آمدی:
بایسته وآزانگیز
گنجی از آن دست
که تملک خاک را و دیاران را
از این سان
دلپذیر کرده است!

***
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آفتاب می گذرد
- متبرک باد نام تو -

و ما همچنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را...




احمد شاملو




نظرات() 

استاد شاملو

نوشته شده توسط :علیرضا
دوشنبه 17 مرداد 1390-03:55 ب.ظ


 

در فراسوی مرز های تن ات تو را دوست می دارم.

آینه ها و شب پره ها ی مشتاق را به من بده

روشنی آب و شراب را

آسمان بلند و کمان گشادهی پل

پرنده ها و قوس و قزح را به من بده

و راه آخرین را

در پرده یی که می زنی مکرّر کن.

 

در فراسوی مرزهای تن ام

تو را دوست می دارم.

در آن دور دست بعید

 

که رسالت اندام ها پایان می پذیرد

و شعله و شور وتپش ها و خواهش ها به تمامی فرو می نشیند

و هر معنا قالب لفظ را وا می گذارد 


چنان روحی که جسد را در پایان سفر ،

تا به هجوم کرکس های پایانش وانهد...

در فراسوهای عشق

تو را دوست می دارم،

در فراسوهای پرده و رنگ.

در فراسوهای پیکر هایمان با من وعده ی دیداری بده. 

 

از استاد شاملو...




نظرات() 

شاملو

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 14 مرداد 1390-06:14 ب.ظ


چه بی تابانه می خواهمت

ای دوری ات آزمون تلخ زنده به گوری

چه بی تابانه تو را طلب می کنم

بر پشت سمندی

گویی

نوزین

که قرارش نیست

و فاصله

تجربه یی بیهوده است

بوی پیرهن ات

این جا

واکنون

کوه هادر فاصله سردند

دست

در کوچه و بستر

حضور مانوس دست تو را می جوید

و به راه اندیشیدن

یاس را

رج می زند

بی نجوای انگشتان ات

فقط

جهان از هر سلامی خالی است


احمد شاملو






نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic