تبلیغات
شـــب شـــعـر - مطالب نــاآشـنـا
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

شب شعر

نوشته شده توسط :علیرضا
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390-09:22 ب.ظ


شراب خواستم...
گفت : " ممنوع است "

آغوش خواستم...
گفت : " ممنوع است"

بوسه خواستم...
گفت : " ممنوع است "

نگاه خواستم...
گفت: " ممنوع است "

نفس خواستم...
گفت : " ممنوع است "
...
حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ،
با یک بطری پر از گلاب ،
آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه ،
سنگ سرد مزارم را
و
چه ناسزاوار
عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ،
نگاه می کند و در حسرت نفس های از دست رفته ،
به آرامی اشک می ریزد .
...








نظرات() 

شب شعر

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 17 دی 1389-10:33 ب.ظ


هر کس که تو را خدای خود پندارد

کفرش به کنار ، عجب خدایی دارد

 

از : ناشناس





نظرات() 

شب شعر

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 14 دی 1389-03:41 ب.ظ


چه نا برابر است ، جنگ ِ من و تو

قبول ندارم

به جنگ آمده ای و تیغ عشق آوردی

حساب نکردی که من

به جز تو

هیچ ندارم ؟






نظرات() 

شب شعر

نوشته شده توسط :علیرضا
دوشنبه 13 دی 1389-07:35 ب.ظ


عشق


اگر در غروبی از تو پرسیدند :


آن موجودی که یک زمانی با تو بود که بود؟



بگو: دریایی از عشق که به هیچ دیده ای جز دیده ی من آشیان ندارد



بگو : دیوانه ای بت پرست است که بتش را دیوانه وار دوست می دارد



بگو : عاشقی ک از تمام دنیا دل کنده و تنها به من روی آورده



بگو : مرا دلخوش خود می داند و بدون من راضی به مرگ است



و اگر از تو پرسیدند که دوستش داری؟



بگو :


         آری دوستش دارم







نظرات() 

شب شعر

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 10 دی 1389-08:29 ب.ظ

                  http://alireza001199.persiangig.com/image/shabe-sher/777g.jpeg


یک روز می بوسمت...

می خندم و می بوسمت.

گریه می کنم و می بوسمت.

یک روز می آید که از آن روز به بعد ، من هر روز می بوسمت.

لبهایم را می گذارم روی گونه هایت ، و بعد هر چه بادا باد :

می بوسمت !

یک روز می بوسمت.

یک روز که باران می بارد.

یک روز که چترمان دو نفره شده.

یک روز که همه جا حسابی خیس است.

یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ.

آرام تر از هر چه تصورش را کنی ، آهسته ، می بوسمت ...

یک روز می بوسمت . . .

فوقش خدا مرا می برد جهنم !
فوقش می شوم ابلیس !

آنوقت تو هم به خاطر این که یک « ابلیس » تو را بوسیده ، جهنمی می شوی . . .

جهنم که آمدی ، من آن جا پیدایت می کنم و از لج خدا هر روز می بوسمت . . .

وای خدا !

چه صفایی پیدا می کند جهنم ...!



پ.ن: همیشه سعی میکنم نامه شاعر را در پایان شعر ذکر کنم. با این حال گهگاه شعرهایی می بینم بی نام و نشان...
در صورتی که از شاعر نشانی یافتید معرفی کنید...!




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox