تبلیغات
شـــب شـــعـر - مطالب جعفر سرخی
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

جعفر سرخی

نوشته شده توسط :علیرضا
چهارشنبه 29 دی 1389-01:09 ب.ظ



بــر درد كـشان گوشــــة میخانه  مقام است

صد خواجه و خـان بر در ایـن خـانه غلام است

دانـی كه چرا كعـــبه چنین گشته  سیه پوش؟

در حسرت خمـخانه و آن و شـرب  مـدام است

آن جــام كه لبـریز شـــد از  بــادة  صـافی

جـانی است  كه از  بهـر  دلی  بر لب جام است

پیر در میـخانـه چــه  خوش گفت سحر گــه

عمری است كه بر گوش من این پند و پیام است

بـی عـــارض  سـاقـی  در میــخانه   ببندید

خـورشید  چنـین  میـكده ای  بر لب بام  است

واعظ چه كـــنی جلوه گـری دردل مــحراب

ایــن موعــظه و پنـد همه حرف و كلام  است

بــر خیــز و قـــدح گیـــر نما  نــیّت باده

كاین سبحه و سجّـاده هــمه  دانـه و دام است

ساغــر زكف هر كـــه سـتانی به عــوض ده

(در مــذهب مـا رد قــدح  رد  سلام است )

( سرخی )تو چـــنان وصــف می  ناب نمودی

گویی كــه جـهان  درگـرو آب حـــرام است

 
جعفر سرخی



نظرات() 

جعفر سرخی

نوشته شده توسط :علیرضا
یکشنبه 12 دی 1389-01:08 ب.ظ


عجب آشفتــه ام  سامان مـن چیست؟

بگو یارب کنون  درمان من چیست؟

مــرا عشق آتشی  در جـان  نهادست

چه می داند كسی در جان  من  چیست؟

در ایـــن ره گر نــه  سر گردان عشقم

سرشك لــعل سر گردان  من چیست؟

مــرا ساقــــی دمـادم  جام می داد

اگر مــــستی كنم تاوان مـن چیست؟

دلـــم یــغمای آن زلفـست ، گـر نه

همـــه شب نـاله و  افغان من چیست؟

خــــداوندا تـو دانی  درد ( سرخی )

بگو یارب کنون  درمان من چیست؟



جعفر سرخی




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox