تبلیغات
شـــب شـــعـر - مطالب ایرج جنتی عطائی
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

ایرج جنتی عطایی

نوشته شده توسط :علیرضا
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392-06:37 ب.ظ


...و در شرم خیابان
و در اندوه میدان
- خیابانی که می‌شد:
رهایی‌راهِ سبزِ راهیانِ عشق باشد
و میدانی که می‌شد
جایگاه ایمن تندیس آزادی
فراز دست‌های دوستی باشد-
غریب و بسته و ناکام،
گریانند.
و یاران
یاوران
تبار مهربانان با صدا و نور
فصول ممتد بد را
نگفته آری و
مانده به هوشیاری
اسیر دخمه‌های ساکت و نمور
از دیسال
تا امسال
سبوی زهرهای زخم‌های باشکوه سینه‌هاشان را
به‌نام صبح آزادی
چه نوشانوش
گوشاگوش
نوشانند...

« ایرج جنتی عطایی »




نظرات() 

ایرج جنتی عطایی

نوشته شده توسط :علیرضا
پنجشنبه 19 مرداد 1391-10:02 ب.ظ


رازقی پرپر شد
باغ در چِله نشست
تو به خاک افتادی
کمر عشق شکست
ما نشستیم و تماشا کردیم

دلم میخواد گریه کنم
برای قتل عام گل
برای مرگ رازقی
دلم میخواد گریه کنم
برای نابودی عشق
واسه زوال عاشقی

وقتی که قلبا و گلا
شکسته و پرپر شدند
وقتی که باغچه های عشق
سوختند و خاکستر شدند
من و تو از گل کاغذی
باغچه ای داشتیم توی خواب
با خشتای مقوایی
خونه میساختیم روی آب
وقتی که ما تو جشن شب
ستاره بارون میشدیم
وقتی که پشت سنگر
سایه ها پنهون میشدیم
از نوک بال کفترا
خون پریدن میچکید
صدای بیداری عشق
رو خواب شب خط میکشید
دلم میخواد گریه کنم
برای قتل عام گل
برای مرگ رازقی
دلم میخواد گریه کنم
برای نابودی عشق
واسه زوال عاشقی

از پشت دیوارای شهر
انگار صدای پا میاد
آوازخون دربه در
انگار یه همصدا میخواد
ابر سیاه رفتنیه
خورشید دوباره درمیاد،
باغچه دوباره گل میده
از عاشقا خبر میاد.


شعر از ایرج جنتی عطایی

این شعر زیبا با صدای داریوش اقبالی
برای دانلود و شنیدن روی لینک زیر کلیک کنید.

دلم می خواد گریه کنم 

پ.ن:
عاشق این ترانه ی داریوش هستم.






نظرات() 

ایرج جنتی عطایی

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 2 فروردین 1390-09:29 ب.ظ


کدوم شاعر ، کدوم عاشق ، کدوم مرد
 تو رو دید و به یاد من نیفتاد
 به یاد هق هق بی وقفه ی من
 توی آغوش معصومانه ی باد
 تو اسمت معنی ایثار آبه
 برای خاک داغ خستگی ها
 تو معنای پناه آخرینی
 واسه این زخمی دلبستگی ها
 نجیب و با شکوه و حیرت آور
 تو خاتون تمام قصه هایی
 تو بانوی ترانه هامی اما
 مثل شکستن من بی صدایی
 تو باور می کنی اندوه ماه رو
 تو می فهمی سکوت بیشه ها رو
 هجوم تند رگبار تگرگی
 که می شناسی غرور شیشه ها رو
تو معصومی مثل تنهایی من
 شریک غصه های شبنم و نور
 تو تنهایی مثل معصومی من
 رفیق قله های پاک و مغرور
 ببین ، من آخرین برگ درختم
 درخت زخمی از تیغ زمستون
منو راحت کن از تنهایی من
 منو پاکیزه کن با غسل بارون
 تو تنها حادثه ، تنها امیدی
 برای قلب من ، این قلب مسموم
 ردای روشن آمرزشی تو
 برای این تن محکوم محکوم
 نجیب و با شکوه و حیرت آور
 تو خاتون تمام قصه هایی
 تو بانوی ترانه هامی ، اما
 مثل شکستن من بی صدایی
 
ایرج جنتی عطایی




نظرات() 

ایرج جنتی عطائی

نوشته شده توسط :علیرضا
دوشنبه 2 اسفند 1389-04:04 ب.ظ


 با توام ، با تو که دستت
 دست دنیا ساز رنجه
 با توام با تو که بغضت
معنی آواز رنجه
اگه یخ باد ستمگر
 پی قتل
عام برگه
 اگه این باغ برهنه
 باغ تاراج تگرگه
 اگه بی پناهی گل
 رنگ بی پناهی ماست
 دستتو بذار تو دستم وقت پیوند درختاست
 رو تن سخت درختا
 بنویس و دوباره بنویس
 که شکست یک شقایق
 مرگ باغ ، مرگ بهار نیست


از: ایرج جنتی عطایی




نظرات() 

ایرج جنتی عطائی

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 28 دی 1389-09:40 ب.ظ



تو به خود نگاه میکنی

آینه سیاه میکنی

پرده بر ترانه میکشی

پنجره تباه میکنی

من ستاره آه میکشم

دست روی ماه میکشم

نوازش نسیم میکنم

روی شب نگاه میکشم

میعادگاه ما : انسان و آبادی

تاریخ آینده : میدان آزادی

تو با گلوله ، من با گل

تو با شلیک ، من با آواز

تو زرد نفرت و کبود کین

من سرخ عشق و سبز پرواز

کسب تو قتل گل و شبنم

اعدام باد و نور و دریا

کار من کشت چراغ و دف

تیمار رنگ و رقص و رویا

میعادگاه ما : انسان و آبادی

تاریخ آینده : میدان آزادی


از:ایرج جنتی عطائی




نظرات() 

ایرج جنتی عطائی

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 10 دی 1389-09:39 ب.ظ


سکوت کن !

سکوت کن

به یادِ آنکه :

در سپیده جان سپرد

سکوت کن

سکوت کن

به یاد آنکه :

با امید خلق

مرد

سکوت کن

به یاد خشمِ آن شهید سربلند

سکوت کن

به یادِ آنکه :

عاشقانه

زخم خورد

تو از

سکوت

اگر

به خشم می رسی

سکوت کن

 

از : ایرج جنتی عطایی






نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox