تبلیغات
شـــب شـــعـر - مطالب برتولت برشت
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

برتولت برشت

نوشته شده توسط :علیرضا
دوشنبه 9 بهمن 1391-11:38 ب.ظ

ژنرال!
تانک ات قوی ترین خودروست
جنگل را فرو می ریزد،
و هزاران نفر را له و لورده می کند.
اما یک عیب دارد:
نیاز به یک راننده دارد.

ژنرال!
بمب افکن ات قوی است
از توفان سریع تر پرواز می کند،
و از یک فیل بیشتر بار می کشد.
اما یک عیب دارد:
نیاز به یک خلبان دارد.

ژنرال!
از انسان استفاده های زیادی می شود کرد.
او می تواند پرواز کند و می تواند بکُشد.
اما یک عیب هم دارد:
می تواند بیاندیشد!

- برتولت برشت




نظرات() 

برتولت برشت

نوشته شده توسط :علیرضا
شنبه 23 دی 1391-10:25 ق.ظ

«می گویند:زمانی که داری، بخور، بنوش و شادباش.
اما چگونه می توانم بخورم و بیاشامم
هنگامی که می دانم
آن چه را که خوردنی است
از دست گرسنه ای ربوده ام
و تشنه ای به لیوان آب من محتاج است»

- برتولت برشت




نظرات() 

برتولت برشت

نوشته شده توسط :علیرضا
چهارشنبه 15 آذر 1391-03:17 ب.ظ




پسرم میپرسد:
چرا باید ریاضی بخوانم ؟
دلم می خواهد بگویم لازم نیست
بی خواندن هم خواهی دانست دو تکه نان بیش از یک تکه است
.پسرم می پرسد:
چرا باید فرانسه بخوانم ؟
دلم می خواهد بگوید:امپراطوری شان از هم خواهد پاشید
و همچنان که با دست هایت ، شکمت را بمالی خواهند فهمید که گرسنه ای.
پسرم می پرسد:
چرا باید تاریخ بخوانم ؟
دلم می خواهد بگویم:
تنها بیاموز به هنگام ، سرت را بدزدی
تا شاید جان به در بری.
آه اما آنچه می گویم این هاست:
ریاضی بخوان ، فرانسه بیاموز و تاریخ را از بر کن.


- برتولت برشت





نظرات() 

برتولد برشت

نوشته شده توسط :علیرضا
یکشنبه 12 آذر 1391-08:51 ب.ظ

نظر به اینکه
ما ضعیفیم
برای بندگی ما
قانون ساختید
نظر به اینکه دیگر
نمیخواهیم بنده باشیم
قانون شما در آینده باطل است

تهدید میکنید ما را
تصمیم ما بر این ست
کز زندگانی بد
بیشتر از مرگ بترسیم

نظر به اینکه
گرسنه خواهیم ماند
اگر زین بیش تحمل کنیم
تا که باز
غارت کنید ما را
مصممیم که زین پس
از نان شب که فاقد آنیم
کسی نیست ما را جدا نماید
جز شیشه های ویترین
نظر به اینکه
با تفنگ و توپ
تهدید میکنید ما را
تصمیم ما بر اینست
کز زندگانی بد
بیشتر از مرگ بترسیم



نظر به اینکه
خانه های بسیار
در هر کجا به پاست
ولی ما
بامی بر سر نداریم
تصمیم ما بر این ست
که در این خانه ها بخوابیم
زیرا که دیگر
زاغه هامان خوش نمیاید
نظر به اینکه
با تفنگ و توپ
تهدید میکنید ما را
تصمیم ما بر این ست
کز زندگانی بد
بیشتر از مرگ بترسیم

نظر به اینکه
ذغال ها به خروار
در انبارهایتان پر است
ما بی ذغال
از سردی زمستان میلرزیم
تصمیم ما بر اینست
که آن ذغال ها را
در اختیار گیریم
نظر به اینکه
با توپ و تفنگ
تهدید میکنید ما را
تصمیم ما بر این ست
کز زندگانی بد
بیشتر از مرگ بترسیم

نظر به اینکه
موفق نمیشوید
ما را دستمزدی کافی دهید
خود کارگاه ها را
در اختیار خواهیم گرفت
نظر به اینکه بدون شما
ما را نان کافی خواهد بودَ
نظر به اینکه با توپ و تفنگ
تهدید میکنید مَا را
تصمیم ما بر اینست
کز زندگانی بد
بیشتر از مرگ بترسیم

نظر به اینکه
به گفته های دولت
ایمان نداریم
زین پس مصممیم
رهبری را خود در دست گیریم
و دنیای بهتری سازیم
نظر به اینکه
تنها زبان توپ را آشنا هستید
و به زبان دیگری تکلم نمیکنید
ناچار خواهیم بود
لوله های توپ را
به طرف شما برگردانیم


برتولد برشت





نظرات() 

برتولت برشت

نوشته شده توسط :علیرضا
پنجشنبه 9 آذر 1391-09:26 ب.ظ


پرسش های یک کارگر باسواد / برتولت برشت

«تب» هفت دروازه را
چه کسی ساخت؟
در کتاب ها نام پادشاهان آمده است.
تخته سنگ ها را پادشاهان بر دوش کشیدند؟
و بابل را که بار ها ویران شد
چه کسی هربار ساخت؟
عمله ها ،در کدام خانه های شهر پر زرق و برق لیما
ماوا داشتند؟
در غروب روزی که دیوار چین تمام شد
بنّایان آن به کجا رفتند؟
رم عظیم پر از طاق نصرت است
چه کسی آن ها را بر پا کرد؟
سزار ها بر چه کسانی پیروز شدند؟
آیا بیزانس پر آوازه در سرودها
برای ساکنان خود فقط قصر داشت؟
در آتلانتیس افسانه ای حتی
در آن شب که دریا به کام خود می کشیدش
به دریا افتادگان ،بر سر بردگان شان
نعره می کشیدند.
اسکندرجوان هند را تسخیر کرد.
خودش تنها؟
سزار«گل ها » را در هم کوبید.
دست کم یک آشپز همراهش نبود؟
فیلیپ اسپانیایی ، وقتی ناوگا نش غرق شد، گریست.
جز او هیچکس گریه نکرد؟
فریدریش دوم در جنگ هفت ساله
پیروز شد.
جز او کس دیگری پیروز نشد؟
بر هر صفحه یک پیروزی
چه کسی شام پیروزی ها را می پخت؟
هر دهه ،یک بزرگْ مَرد.
چه کسی هزینه های جانبی را می پرداخت؟
این همه روایت!
این همه پرسش!


برتولت برشت






نظرات() 

برتولت برشت

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 30 آبان 1391-10:20 ب.ظ

در زیر پوشش امور روزانه
ناگفته ها را آشکار کنید
در پس هر قاعده جاری
بیهودگی را باز شناسید
بر کوچکترین حرکت با بدگمانی بنگرید
هر چند ظاهرش ساده باشد
عادت مرسوم را به سادگی نپذیرید
در آن ضرورتی بجویید
مصرا از شما تمنا می کنم
در برابر حوادث روزمره نگویید طبیعی است
در دورانی که آشفتگی فمان می راند و خون می ریزد
و فرمان آشوب می دهد
و خود سری جای قانون را می گیرد
و آدمیان ناآدم می شوند
هرگز مگویید این طبیعی است
تا هیچ چیز ساکن ننماید.

برتولت برشت




نظرات() 

برتولت برشت

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 14 شهریور 1391-04:41 ب.ظ


میخواهم با کسی بروم
که دوستش دارم..
نمیخوام بهای همراهی را
با حساب و کتاب بسنجم،
یا در اندیشه ی خوب و بدش باشم،
نمیخوام بدانم
دوستم میدارد یا نمیدارم..
میخواهم بروم
با کسی که
دوستش میدارم...



Ich will mit dem gehen , den ich liebe
Ich will nich ausrechene , was es kostet
Ich will nicht anchdenken , ob es gut ist
Ich will nicht wissen , ob er mich liebt
Ich will mit ihm gehen , den ich liebe




برتولت برشت




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox