تبلیغات
شـــب شـــعـر - مطالب صائب تبریزی
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

صائب تبریزی

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 10 دی 1392-11:43 ب.ظ

ما را ز شب وصل چه حاصل؟
که تو از ناز، تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است
چون خضر، شود سبز
به هر جا که نهد پای ، هر سوخته‌جانی که عقیق تو مکیده است
ما در چه شماریم؟
که خورشید جهانتاب ، گردن به تماشای تو از صبح کشیده است

شد عمر و
نشد سیر دل ما ز تپیدن...
این قطره‌ی خون ، از سر ِ تیغ ِ که چکیده است؟

زان خرمن گل ، حاصل ما دامن ِ چیده است . زان سیب ِ ذقن ، قسمت ما دست ِ بریده است
صائب !
چه کنی پای طلب ، آبله فرسود؟
هر کس
به مقامی که رسیده است،
رسیده است

صائب تبریزی




نظرات() 

صائب تبریزی

نوشته شده توسط :علیرضا
شنبه 6 آبان 1391-01:14 ب.ظ


دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد
 
             که مصحف بر خود از شیرازه زنار می پیچد

کدامین بی ادب زد حلقه بر در این گلستان را
              که هر شاخ گلی بر خویشتن چون مار می پیچد

حجاب آب و گل گردیده سنگ راه یکتایی
              وگرنه رشته تسبیح بر زنار می پیچد

به این بی ناخنی چون می خراشم سینه خود را
              صدای تیشه فرهاد در کهسار می پیچد

نمی دانم چه می ریزد ز کلک نامه پردازم
              که هر سطری را به خود از درد چون طومار می پیچد

ازین بستان سرا با دست خالی می رود بیرون
 
             سبک دستی که بر هر دامنی چون خار می پیچد

به دور چشم او انگشت زنهاری است هر مژگان
             که از بیمار بدخو روز و شب غمخوار می پیچد

مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
             که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد

صائب تبریزی

پ.ن: بخشی از این شعر با صدای بانو شکیلا
دانلود و شنیدن از
اینجا






نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox