تبلیغات
شـــب شـــعـر - مطالب اشعار ترکی
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

شعر آذری

نوشته شده توسط :علیرضا
یکشنبه 8 مرداد 1391-08:47 ب.ظ



زاهد می ناب دن دیر اکراه غلط

 سن خواه سوزوم صحیح توت خواه غلط

مسجد لره گیردیگیم دییل رغبتدن

سرمست لیگیم دن ایلرم راه غلط



برگردان به فارسی:


زاهد بخاطر ناب بودن می است اکراه غلط

تو حرفم را خواه صحیح فرض کن خواه غلط

اینکه به مسجدها داخل می شوم از رغبت نیست

 بخاطر سرمستی می روم راه غلط!!!


شعر شیخ محمد فضولی به زبان اصلی (آذری)





نظرات() 

سیدحیدر بیات

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 2 تیر 1391-05:02 ب.ظ

می‌دانم

قدت نمی‌رسد

برای به آغوش گرفتنم

چوبه‌های دار این سرزمین بلند است.

*

اینگونه که دارها را بلند می‌سازند

می‌دانم

در آخرین دیدارمان

قدت نمی‌رسد

برای به آغوش گرفتنم

 

 

از: سیدحیدر بیات

ترجمه از : همت شهبازی





نظرات() 

Mustafa Ceceli

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 8 فروردین 1391-04:22 ب.ظ

Yağmur Ağlıyor
 
Yağmur ağlıyor ikimiz için
Hem ağlıyor hem siliyor maziyi
Kaderimdin hayal oldum şimdi
Bu gün resmini indirdim duvardan
...Duvar ağladı ben ağladım
 
باران می‌گرید
 
باران می‌گرید،
برای ما.
می‌گرید،
و پاک می‌کند گذشته را.
تو سرنوشت‌ام بودی،
اکنون خیالی بیش نیستم.
امروز عکس‌ات را،
از روی دیوار برداشتم.
دیوار گریست،
من گریستم...

Mustafa Ceceli





نظرات() 

Tekin Gönenç

نوشته شده توسط :علیرضا
پنجشنبه 25 اسفند 1390-10:32 ب.ظ


اول لبخند نصفه مانده اش را
زیر سبیل‌هایش پنهان کرد
سپس گلی پژمرده را
با دقت از میان کتاب بیرون آورد
و به یقه اش زد.
لوطی بود
جور دیگری نمی توانست گریه کند...

Tekin Gönenç




نظرات() 

ادبیات ترک

نوشته شده توسط :علیرضا
چهارشنبه 3 اسفند 1390-05:46 ب.ظ


گت دی آناما باشینا باشدان قارا چکسین

یار عزم ایلییب عاشیقی زولفون دارا چکسین

بیر حجله دوزه لدین ولی گر عکسیمی ویرساز

نقاشه دیین سینه می چکسه پارا چکسین

من گلمیشیدیم جان تاپام امما اولورم گور

عشقِین گوجی وار بیزلری هاردان هارا چکسین

اولدور گوزلیم منده یورولدوم بو اوره ک دای

طاقت یوخودور هی یارا اوستن یارا چکسین


ترجمه :

برو به مادرم بگو باز بر سرش سیاه بکشد  

یارم بر آن است که عاشق زلفش را به دار بکشد

برایم حجله ای بسازید اما اگر عکسم را گذاشتید

به نقاش بگویید اگر سینه ام را کشید پاره بکشد

من آمده بودم که جان بگیرم اما می میرم

ببین عشق می تواند مارا از کجا به کجا بکشد

بکش زیبای من من هم خسته شدم دلم دیگر

طاقت ندارد هی زخم روی زخم بکشد



شعر از  غلامرضا طریقی




نظرات() 

ییلماز اردوغان

نوشته شده توسط :علیرضا
شنبه 29 تیر 1392-10:45 ب.ظ

حق با تو بود
در رابطه ی ما
همیشه یک چیزی کم بود

مثلا تو
هیچ وقت نبودی

ییلماز اردوغان
ترجمه‌ی سیامک تقی زاده




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox