بهترین شعرهایی که می خونم...

شمس لنگرودی

نوشته شده توسط :علیرضا
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392-11:34 ب.ظ


با خالكوب ستاره ها

بر تاریكی دست ها

عابران به سوی تو بال می زنند

می آیند

تا در حیاط خانه تو

گل های پژمرده خود را بكارند

و تو از راهی می رسی

كه پریشانی دور می شود...

تو اینهمه نزدیك بودی و اینهمه دور به نظر می رسیدی!

پس پلك هایمان بودی، و دیده نمی شدی!

درهایت را باز كن

ما ایستاده ایم

خیابان های تو ما را پیش می برد

ما می آئیم

تا جای واژه نارنج نارنج

و جای هوا هوا بنشانیم

و در شعری زنده شناور باشیم...

تو نخستین حرفی

كه نخستین برگ های بهاری به زبان می آرند

نخستین نانی

كه پس از جنگی شوم

از تنور دهكده ای خارج می شود

نخستین نامی

كه بر بچه زندگی می گذاریم...

در هایت را باز كن

ما می آئیم

با عكس جوانی تو

در جیب پاره مان

و هر چه كه نزدیك تر می شویم

تو جوان تر و زیباتر می شوی

درهایت را باز كن

هر چه نشانه است در كف مان
                                            خانه توست
                                                                  ای آزادی


شمس لنگرودی



نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic