تبلیغات
شـــب شـــعـر - شل سیلور استاین
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

شل سیلور استاین

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 26 آبان 1391-01:17 ق.ظ

پسر كوچولو گفت: «گاهی وقتها قاشق از دستم می افتد.»

پیرمرد بیچاره گفت: «از دست من هم می افتد.»

پسر كوچولو آهسته گفت: « من گاهی شلوارم را خیس می كنم.»

پیرمرد خندید و گفت: «من هم همینطور»

پسر كوچولو گفت: « من اغلب گریه می كنم»

پیرمرد سر تكان داد: «من هم همین طور»

پسر كوچولو گفت: « از همه بدتر بزرگترها به من توجهی ندارند.»

و گرمای دست چروكیده را احساس كرد:

«می فهمم چی می گی كوچولو، می فهمم.»


- شل سیلور استاین




نظرات() 


فیروزه
جمعه 11 مرداد 1392 07:04 ب.ظ
خیلی خیلی قشنگ بود
یه دنیا ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox