بهترین شعرهایی که می خونم...

شیمبورسکا

نوشته شده توسط :علیرضا
یکشنبه 11 تیر 1391-02:46 ب.ظ

اسمش را دانه‌ی شن می‌گذاریم.
اما او خود را نه دانه می‌داند وَ نه شن
بدونِ اسم زنده است
چه اسم عام چه اسم خاص
چه گذرا چه ثابت
چه به اشتباه چه درست.

با نگاه‌هامان، لمس کردنمان کاری ندارد.
خود را مورد نگاه و مورد لمس نمی‌داند.
و افتادنش روی هرّه ی پنجره حادثه ای‌ست برای ما، نه برای او.
برای او، افتادن روی هرّه ی پنجره
با افتادن روی هر چیز دیگری یکی‌ست،
بدون اطمینان به اینکه آیا دیگر افتاده
یا هنوز دارد می‌افتد.
از پنجره، چشم‌انداز زیبای دریاچه را می‌بینیم
اما این چشم‌انداز، خود را نمی‌بیند.
بی‌رنگ، بی‌شکل
بی‌صدا، بی‌بو
و بی‌درد، در این دنیا وجود دارد.

شیمبورسکا





نظرات() 


VAHID
دوشنبه 12 تیر 1391 01:25 ب.ظ
سلام .

کجایی ؟! دلمون واست تنگ شد .
غیبت صغری کبری :96:؟


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic