بهترین شعرهایی که می خونم...

حمید مصدق

نوشته شده توسط :علیرضا
چهارشنبه 19 بهمن 1390-05:57 ب.ظ


    در آن شبی كه برای همیشه می رفتی

    در آن شب پیوند
    طنین خنده من سقف خانه را برداشت
    كدام ترس تو را این چنین عجولانه
    به دام بسته تسلیم تن
    فرو غلتاند ؟!

    و خنده ها نه مقطع
    كه آبشاری بود
    و خنده ؟!
    خنده نه
    قهقهه گریه واری بود
    كه چشمهای مرا در زلال اشك نشاند

    و من به آن كسی
    كز انهدام درختان باغ می آمد
    سلام می كردم

    سلام مضطربم در هوا معلق ماند
    و چشمهای مرا در زلال اشك نشاند



حمید مصدق




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic