بهترین شعرهایی که می خونم...

ویسلاو شیمبورسکا

نوشته شده توسط :علیرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390-12:01 ق.ظ

پیش تر چند شعر از ویسلاو شیمبورسکا گذاشته بودم

"آه چقدر مرزهای خاکی آدمها ترک دارند!
چقدر ابر، بیجواز از فراز آنها عبور میکند.
چقدر شن میریزد از کشوری به کشور دیگر
چقدر سنگریزه با پرشهایی تحریک آمیز!"

ویسلاو شیمبورسکا برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 96 بود
امروز متوجه شدم  1 فوریه (3 روز پیش!) ایشون فوت کردند..


درباره شیمبورسكا و آثار او




هیچ چیز تکرار نمیشَوَد

و تکرار نخواهد شُد

به همین دلیل ناشی به دنیا می آییم

و خام می میریم

حتی اگر کودَن تَرین شاگردِ مَکتَبِ زندگی بودیم هَم

هیچ زمستانُ تابستانی را

تکرار نمی کردیم

هیچ روزی تکرار نمی شَوَد

دو شَب به هَم شبیه نیستَند

دو بوسه یکی نیستَند

نگاهِ قبلی به نگاهِ بعدی شبیه نیست

دیروز وقتی کسی در حضورِ من نامِ تو را آورد

طوری شُدَم که انگار

یک گُلِ رُز از پنجره به اتاقَم افتاده باشَد

امروز که با هَمیم از دیوار می پُرسَم :

رُز ؟ رُز چه شِکلی دارَد ؟

رُز گُل است یا قُلوه سنگْ ؟

اِی ساعتِ بَد هنگام

چرا با هراسِ بی دلیل می آیی ؟

هَستی! پَس می گُذَری

زیبایی در همین است

هَر دو در آغوشِ هَم خندانیمُ می کوشیم آشتی کنیم

گَر چه با هَم متفاوتیم

مثلِ دو قطره ی شبنم

از:
ویسلاوا شیمبورسکا


یادش گرامی...




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic