تبلیغات
شـــب شـــعـر - قیصر امین پور
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

قیصر امین پور

نوشته شده توسط :علیرضا
دوشنبه 26 دی 1390-07:40 ب.ظ



این سماجت عجیب

پافشاری شگفت دردهاست

دردهای آشنا

دردهای بومی غریب

دردهای خانگی

دردهای کهنه ی لجوج

 

اولین قلم

حرف حرف درد را

در دلم نوشته است

دست سرنوشت

خون درد را

با گِلم سرشته است

پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم ؟

 

درد

رنگ و بوی غنچه ی دل است

پس چگونه من

رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم ؟

 

دفتر مرا

دست درد ورق می زند

شعر تازه ی مرا

درد گفته است

درد هم شنفته است

پس در این میانه من

از چه حرف می زنم ؟

 

درد ، حرف نیست

درد ، نام دیگر من است

من چگونه خویش را صدا کنم ؟

 

از : قیصر امین پور






نظرات() 


زینب
چهارشنبه 26 بهمن 1390 12:33 ق.ظ
مرسی,ولی لطفا متن شعر و کامل بزارید,به این شکل ارزش شعر کم میشه.
nasim
چهارشنبه 5 بهمن 1390 09:02 ب.ظ
man in shere gheysaro kheyli dus daram. mamnun ke gozashtid.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox