تبلیغات
شـــب شـــعـر - فروغ فرخزاد
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

فروغ فرخزاد

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 4 فروردین 1391-07:15 ب.ظ


پرنده گفت: «چه بویی، چه آفتابی، آه

بهار آمده است

من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت.»

پرنده از لب ایوان

پرید، مثل پیامی پرید و رفت

پرنده کوچک بود

پرنده فکر نمی کرد

پرنده روزنامه نمی خواند

پرنده قرض نداشت

پرنده آدم ها را نمی شناخت

پرنده روی هوا

و بر فراز چراغ های خطر

در ارتفاع بی خبری می پرید

و لحظه های آبی را

دیوانه وار تجربه می کرد

پرنده، آه، فقط یک پرنده بود...

 

از : فروغ فرخزاد





نظرات() 


ali
جمعه 18 اسفند 1391 08:29 ق.ظ
copy ba ejaze
مه تا
یکشنبه 6 فروردین 1391 11:40 ق.ظ
9:50 AM 3/25 من ایرانی نیستم چون نامم عربیست چون درمدرسه اییین محمدرااموختم نه گفتارنیک پندارنیک کردارنیک چون با زبان عربی ازدواج کردم چون هزارکیلومتر تاپابوس امام هشتم میروم ولی کمی انسوتر ارامگاه فردوسینمیروم چون عید فطروقربان راجشن میگیرم اما نمی دانم جشن سده چه روزیست دهه محرم عزادار خاندانی میشوم که سرزمینم را گرفتند زنانش رابه غنیمت بردند اما روز مرگ بابک خرمدین رانمیدانم من ایرانی نیستم چون عربها پ ندارند ومن میگویم فارسی نه پارسی من حسرت ایرانی بودن دارم<احمد شاملو>
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox