بهترین شعرهایی که می خونم...

اردلان سرافزار

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 24 آبان 1390-06:49 ب.ظ


 محبس خویشتن منم ، از این حصار خسته ام

 من همه تن انا اللحقم ، کجاست دار ، خسته ام

 در همه جای این زمین ، همنفسم کسی نبود

 زمین

دیار غربت است ، از این دیار خسته ام

کشیده سرنوشت من به دفترم خط عذاب

از آن خطی که او نوشت به یادگار خسته ام

 در انتظار معجزه ، فصل به فصل رفته ام

هم از خزان تکیده ام ، هم از بهار خسته ام

 به گرد خویش گشته ام ، سوار این چرخ و فلک

بس است تکرار ملال ، ز روزگار
خسته ام

دلم نمی تپد چرا ، به شوق این همه صدا

 من از عذاب کوه بغض ، به کوله بار خسته ام

 همیشه من دویده ام ، به سوی مسلخ غبار

از آنکه گم نمی شوم در این غبار ، خسته ام

به من تمام می شود سلسله ای رو به زوال

 من از تبار حسرتم که از تبار خسته ام

قمار بی برنده

ایست ، بازی تلخ زندگی

چه برده و چه باخته ، از این قمار خسته ام

 گذشته از جاده ی ما ، تهی ترین غبار ها

از این غبار بی سوار ، از انتظار خسته ام

همیشه یاور است یار ، ولی نه آنکه یار ماست

 از آنکه یار شد مرا دیدن یار ، خسته ام


اردلان سرافزار
 




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic