تبلیغات
شـــب شـــعـر - راضیه بهرامی
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

راضیه بهرامی

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 7 تیر 1390-08:11 ب.ظ



مرد من


ماهیگیر مهربانی است


که هر روز صبح


ریشش را می تراشد


پیراهنش را عوض می کند


اودکلن می زند


با وعده ی مروارید


از خانه بیرون می زند


و هر شب


تکه های قایقش


با بوی خون


به ساحل برمی گردد


 


نشانی ات را


از پری های دریایی این شهر


نپرسیدم


و سراغ پیراهنت را


از برادران غیورت نگرفتم


از تکه پاره های قایقت


تابوت کوچکی ساختم


تا جنازه مرا


- که بی مضایقه عاشق بود-


به خاک بسپارم


و خواهرانم


سالهاست


برای پس گرفتن من


بر کناره ی کارون


سنج و دمام می زنند...



راضیه بهرامی






نظرات() 


بهار
شنبه 16 اردیبهشت 1391 09:10 ق.ظ
سلام
با خبر چاپ و نحوه ی فروش کتابم(این زن بی عبور سایه ها مردنی ست)
به روزم و منتظر شما
ممنونم
سارا
چهارشنبه 8 تیر 1390 08:07 ب.ظ
درود بر شما دوست عزیز
گذری پیدا کردمتان
شعر زیبایی بود.
قلمتان مانا
Shirin
سه شنبه 7 تیر 1390 11:08 ب.ظ
BesyaAar Aaaliii
ثمر خاتون
سه شنبه 7 تیر 1390 10:21 ب.ظ
علیرضای عزیزم باشد روزی که این شعر ها را در آغوش من و در گوش من زمزمه کنی عزیزم،دلم هر لحظه برایت تنگ تر میشود و این لحظات خاطره هایت را صدا میزنم تا جای خالی تورا برایم پر کنند ای عزیز تر از جانم ای مهربان من باشد که با هم باشیم.
عشق اول و آخرت ثمر خاتون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox