بهترین شعرهایی که می خونم...

شهیار قنبری

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390-12:28 ق.ظ


برای گفتن من شعر هم به گل مانده
نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا....
صدا كه مرحم فریاد بود زخم مرا
به پیش درد عظیم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گرهم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست
دیری است كه از خانه خرابان جهانم
بر سقف فروریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
.هر جند كه تا منزل تو فاصله ای نیست

شهریار قنبری




نظرات() 


جواد
جمعه 16 اردیبهشت 1390 03:40 ق.ظ
مطلب از این قرار است
این که این شعر را به اردلان سرفراز منسوب کرده اند به این خاطر است که در مقدمه آهنگی با صدای داریوش و شعری از اردلان سرفراز این شعر توسط داریوش خوانده شده. طبیعی است که وقتی در شناسنامه آهنگ اردلان سرفراز به عنوان ترانه سرا معرفی شده باشد گمان بر این می رود که تمامی شعر از ایشان است. در حالی که اینگونه نیست. در ضمن شعر دیگری از این شاعر ( باقر ایزدآبادی ) توسط آقای شماعی زاده خوانده شده اگر اشتباه نکنم به اسم (راز). من دفتر شعری از ایشان دارم و اگر مایل باشید متن کامل شعر را با کمی دست کاری خود شاعر به اضافه متن ترانه راز برایتان میفرستم.
پیروز باشد.
پاسخ علیرضا : بازهم از شما سپاسگذارم...
ممنون میشم این شعرها رو برای من بفرستید...
جواد
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 10:35 ب.ظ
دوست عزیز شعر (از دست عزیزان چه بگویم ) از شهیار قنبری نیست از شاعری همشهری اردلان سرفراز است به اسم باقر ایزدآبادی در صورت امکان تصحیح کنید.
پاسخ علیرضا : سپاس از شما...
ممنون میشم اگر در این ارتباط منبعی بهم ارائه بدید..
الان من جایی یافتم که این شعر رو منتصب به اردلان سرافراز میکنه! و کلا موندم این شعر متعلق به کیست...!


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic