تبلیغات
شـــب شـــعـر - شب شعر
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

شب شعر

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 10 دی 1389-08:29 ب.ظ

                  http://alireza001199.persiangig.com/image/shabe-sher/777g.jpeg


یک روز می بوسمت...

می خندم و می بوسمت.

گریه می کنم و می بوسمت.

یک روز می آید که از آن روز به بعد ، من هر روز می بوسمت.

لبهایم را می گذارم روی گونه هایت ، و بعد هر چه بادا باد :

می بوسمت !

یک روز می بوسمت.

یک روز که باران می بارد.

یک روز که چترمان دو نفره شده.

یک روز که همه جا حسابی خیس است.

یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ.

آرام تر از هر چه تصورش را کنی ، آهسته ، می بوسمت ...

یک روز می بوسمت . . .

فوقش خدا مرا می برد جهنم !
فوقش می شوم ابلیس !

آنوقت تو هم به خاطر این که یک « ابلیس » تو را بوسیده ، جهنمی می شوی . . .

جهنم که آمدی ، من آن جا پیدایت می کنم و از لج خدا هر روز می بوسمت . . .

وای خدا !

چه صفایی پیدا می کند جهنم ...!



پ.ن: همیشه سعی میکنم نامه شاعر را در پایان شعر ذکر کنم. با این حال گهگاه شعرهایی می بینم بی نام و نشان...
در صورتی که از شاعر نشانی یافتید معرفی کنید...!




نظرات() 


s
جمعه 6 اردیبهشت 1392 02:43 ق.ظ
خییییییییلیییی باحال بوووود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox