تبلیغات
شـــب شـــعـر - نیکیتا استانسکو
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

نیکیتا استانسکو

نوشته شده توسط :علیرضا
شنبه 4 مرداد 1393-12:38 ب.ظ

تکه سنگی برمی‌داری
به خون تراش‌اش می‌دهی
با چشم‌های هومر صیقل‌اش می‌دهی
و با نور جلایش
تا مکعبی کامل از کار درآید
آن‌گاه مدام می‌بوسی‌اش
با دهان‌ خود، با دهان دیگران
حتی با دهان دختر شاه پریان
بعد چکشی برمی‌داری
و ناگهان گوشه‌ای از آن را می‌شکنی
همه، آری، بی‌تردید همگان خواهند گفت
چه مکعب کاملی می‌بود این جهان
تنها اگر آن گوشه‌ی شکسته در کار نبود.

شعر از نیکیتا استانسکو، ترجمه‌ی محسن عمادی




نظرات() 


mimant
یکشنبه 19 مرداد 1393 02:55 ب.ظ
وااای واقعا شعر هاشون فوق اعادس..نمیدونم چرا باید وزارت ارشاد به همچین شاعرای خوبی گیر بده...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox