تبلیغات
شـــب شـــعـر - ژاک پرو- ادبیات جهان
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

ژاک پرو- ادبیات جهان

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 6 دی 1392-02:51 ب.ظ

قهوه را
در فنجان ریخت
شیر را
در فنجان قهوه ریخت
شكر را
در شیر قهوه ریخت
با قاشق چایخوری
آن را هم زد
شیر قهوه را سر كشید
و فنجان را زمین گذاشت
بی آنكه با من حرف بزند
سیگاری روشن كرد
دودش را 
حلقه كرد
خاكسترش را در زیرسیگاری ریخت
بی آنكه با من حرف بزند
بی آنكه به من نگاه كند
برخاست
كلاهش را بر سر گذاشت
بارانی اش را
پوشید
چون باران می آمد
و رفت زیر باران
بی هیچ كلامی
بی آنكه به من نگاه كند
و من سرم را 
میان دستانم گرفتم
و گریستم .


ژاک پرو




نظرات() 


لیلا
پنجشنبه 10 بهمن 1392 11:04 ب.ظ
عالی بود یعنی میتونم بگم تجسم کردنش لذت بخش بود . راستی اینجا هم به شدت باران میبارد
دختر تفکراتی
جمعه 6 دی 1392 05:23 ب.ظ
سلاممممممممم ممنون میشم بیای بخونی !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox