تبلیغات
شـــب شـــعـر
 
بهترین شعرهایی که می خونم...

رُزه آوسلندر

نوشته شده توسط :علیرضا
دوشنبه 17 شهریور 1393-11:58 ب.ظ

كدام تكه ى جهان
ما را جدا كرد
كدام تكه ى جهان
ما را تنها براى چند روز
دوباره به هم مى رساند
تا خطوط تازه ى شعر را آواز بخوانیم
تا دوباره پرواز را بیاموزیم
تا گذشته ى فراموشكار را به یاد آوریم
و تا دوباره
همدیگر را بدرود بگوییم

- رُزه آوسلندر





نظرات() 

بیژن جلالی

نوشته شده توسط :علیرضا
یکشنبه 16 شهریور 1393-09:40 ب.ظ

اگر کسی مرا خواست
بگویید: رفته باران ها را تماشا کند.
و اگر اصرار کرد،
بگویید: برای دیدن طوفان ها
رفته است!
و اگر باز هم سماجت کرد،
بگویید:
رفته است تا دیگر بازنگردد...

- بیژن جلالی




نظرات() 

رسول یونان

نوشته شده توسط :علیرضا
چهارشنبه 12 شهریور 1393-12:44 ب.ظ

نه آنجا به ما خوش گذشت
نه اینجا
اسم دربدری ها را سفر گذاشته اند
با چمدانی
سنگین از آرزوها
در آوارگی ها پیر می شویم!
از غربتی
به غربتی دیگر رفتن سفر نیست
حرکت ناگزیر باد است
ازشهری به شهر دیگر.

- رسول یونان





نظرات() 

نصرت رحمانی

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 11 شهریور 1393-11:02 ق.ظ

لیلی
چشمت خراج سلطنت شب را
از شاعران شرق طلب می کند
من آبروی عشقم
هشدار
تا به خاک نریزی...
بنشین بانوی بانوان شب و شعر
خانم لیلی
کلید صبح
در پلک های توست...
لیلی
با من بودن خوب است
من می سرایمت

- نصرت رحمانی




نظرات() 

سهراب سپهرى

نوشته شده توسط :علیرضا
جمعه 7 شهریور 1393-03:17 ب.ظ

کجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند؟
و بند کفش به انگشت های نرم فراغت
گشوده خواهد شد؟
کجاست جای رسیدن
و پهن کردن یک فرش
و بی خیال نشستن
و گوش دادن به صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور؟

سهراب سپهرى / مسافر



نظرات() 

مصطفی زاهدی

نوشته شده توسط :علیرضا
پنجشنبه 6 شهریور 1393-07:52 ب.ظ

موهایت را
هر کسی می تواند ببافد
اما...
روزی خواهی فهمید
دیگر
هیچکس مثل من
با موهایت
شعر نخواهد بافت...!

مصطفی زاهدی



نظرات() 

توماس ترانسترومر

نوشته شده توسط :علیرضا
یکشنبه 2 شهریور 1393-12:36 ق.ظ

گاهی خوابت را می‌بینم
بی‌صدا
بی‌تصویر
مثلِ ماهی در آب‌های تاریک
که لب می‌زند و
معلوم نیست
حباب‌ها کلمه‌اند
یا بوسه‌هایی از دل‌تنگی

توماس ترانسترومر





نظرات() 

مارگارت اتوود

نوشته شده توسط :علیرضا
پنجشنبه 30 مرداد 1393-04:02 ب.ظ

آن لحظه كه پس از چندین سال

كار سخت و سفری دور و دراز

در میانه اتاقت می ایستی

در خانه نیم هكتاری ات در جزیره

نفسی از ته دل می كشی

“بالاخره رسیدم. این جا خانه من است.”

 

درست در همان لحظه

 درختان

بازوانشان را از گردا گرد تو برمی چینند،

پرذندگان آواز خود را پس می گیرند،

صخره ها كمر می خمانند و فرو می ریزند،

و هوا چون موجی پس می نشیند

ودیگر نمی توانی نفس بكشی.

 

نجوا می كنند:

“مال تو نیست هیچ چیز.

تو مهمانی بودی هر از چند گاهی،

از تپه بالا می رفتی، پرچم بر قله آن می زدی ، پیروزی ات را جار می زدی.

ما هرگز مال تو نبودیم

تو هرگز پیدایمان نكردی

همیشه بر عكس بود این.”


مارگارت اتوود




نظرات() 

سیمین بهبهانی

نوشته شده توسط :علیرضا
سه شنبه 28 مرداد 1393-11:47 ق.ظ





نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من



سیمین بهبهانی هم رها شد. زنی که می تونی اسمش رو در کنار فروغ فرخ زاد و پروین اعتصامی بذاری و لحظه یی در بزرگی و تاثیرش در ادبیات ایران شک نکنی.


شاعر ده ها ترانه مردمی و خاص چون "دوباره می سازمت وطن" باعث ده ها ترانه ماندگار که آخرین نمونه اش ترانه " چرا رفتی" همایون شجریان بود.

این جور موقع ها که از بزرگی محروم میشیم بیش از اینکه از دست دادنش باعث ناراحتیم بشه ناتوانی و عدم تمایل نظام برای قدردانی و گرفتن مراسمی در خور این شخصیت ها هست که باعث ناراحتیم هست.

به نوبه خودم توانم در این حده که بخشی کوچک از همه اون لذتی که سیمین بهبهانی باعثش بود رو با شما به اشتراک بذارم.


ترانه "هوای گریه " همایون شجریان با شعر سیمین بهبهانی یکی از همون لذت هایی هست که از سیمین بهبهانی برای من باقی مونده.

دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم  کجا  من؟
کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها  من
ز من هرآنکه او دور  چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک  از او جدا  جدا  من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته  ای دوست! هوای گریه با من ...


لینک دانلود ترانه





نظرات() 

- مارک تواین

نوشته شده توسط :علیرضا
شنبه 25 مرداد 1393-10:22 ب.ظ

زندگی خیلی کوتاه است
قوانین را کنار بگذار
بدی ها را ببخش
آهسته و طولانی ببوس
یک عاشقِ واقعی باش
تا می توانی بخند

و هیچ وقت از چیزی که بر روی لبانت خنده نشانده
پشیمان نشو

- مارک تواین
ترجمه: بهنود فرازمند





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox